close
تبلیغات در اینترنت
رنگين كمانِ بعد از باران
مطالب و دلنوشته های یک دانشجوی داروسازی

 از اتاق يلدا(دختر همسايه) صداي خنده مي آمد ، آنقدر بلند بود ك فهميدم دو نفر بودند ك يكي ديگري را ميخنداند .
چراغ اتاقش ك خاموش بود
رفتم تا پيشش باشم و باهم بخنديم
دلم گرفته بود ، چند روزي هوا ابريست و دلم باران ميخواهد
در زدم ولي كسي در را باز نكرد
صداي خنده بلندتر شد
داد زدم "يلدا يلدا درو وا كن"
صدا قطع شد
ولي باز كسي نيامد
باز داد زدم "يلدا كجايي منتظرم"
چند دقيقه اي نگذشت ك يلدا آمد
چشمانش پف كرده و مانند يك خط صاف شده بود ، چشمانش ك ميخنديد
اما ظاهر چشمانش مانند رنگين كمان بعد از باران بود
صدايش در نميامد
دماغش كيپ شده بود
انگار اشتباه كرده بودم
يلدا گريه ميكرد
درآغوشش گرفتم
آب دهانش را ك قورت ميداد صداي رعد مي آمد
هوايش باز باراني شد
از حالت گريه اش فهميدم ك حدسم درست بود
پاي فرد ديگري هم درميان است
يلدا باز ملكه ي وجودش را از دست داده بود
يلدا ملكه ي وجودش را به امين خود سپرده بود ك دزد از آب درآمد.

تمام دختران ملكه اي دارند به نام دل
عاشق ك شوند پادشاه وجود پسر ملكه را اسير خود ميكند ؛
اگر پسر رفت دختر ديگر ملكه هم ندارد تنهاي تنها ميشود و باز بايد به دنبال كسي باشد تا ملكه اي در نزد پادشاه وجودش داشته باشد .

نتيجه :
>>دختر تنها موجوديست ك در تنهايي پايش باشد از خدا هم سبقت ميگيرد.
>>عاشقي درديست ك جز عشق درماني ندارد .

 

علی اکبر ابراهیم پور



نوع مطلب : دانشگاه ,دلنوشته ها ,
برچسب ها :
نوشته شده در یکشنبه 07 آذر 1395 توسط علی اکبر| تعداد بازدید : 50


تبلیغات
Rozblog.com رز بلاگ - متفاوت ترين سرويس سایت ساز
درباره وبلاگ

این سایت به منظور پاسخ دادن به سوالات شما درمورد رشته داروسازی ، دادن اطلاعاتی درباره داروهای شیمیایی و داروهای گیاهی ، مطالبی درمورد سلامت ، پزشکی و اخبار داروسازی و جزوات و امور دانشگاهی توسط علی اکبر ابراهیم پور تهیه شد . داروسازم همان كيمياگر قديم زبانم شيمي و شيمي تمام زندگيم برقراری ارتباط : آیدی تلگرام Aliakbar_eb
نظرسنجي
از کدامیک بیشتر خوشتان می آید ؟
آمار وبلاگ
افراد انلاین : 1
کل بازديد : 1,112,169
بازديد امروز :260
بازديد ديروز : 1,599
ماه گذشته : 19,129
هفته گذشته : 260
سال گذشته : 206,836
تعداد کل پست ها : 109
نظرات : 12

پشتیبانی قالب


Powered By
rozblog.com